مهم نیست نوشته ها بوی خاصی بدهد
تو بخوان
بیماری که از کما برگشت، مهم نیست چه بگوید
تکان انگشتانش، حتی حرکت چشمانش برای دیگران کافیست
می نویسم تا بگویم برگشته ام
قدمهایتان به روی چشم
یا علی...
پ.ن
میلاد سید کریمان مبارک ☺
برچسب:
نویسنده: مریم کریمیپور
برچسب:
نویسنده: مریم کریمیپور
زندگی خاک شده، روی سرم ریخته است
در میان خس و خاشاکم اگر، خرده مگیر
بال دارم ولی افسوس پرم ریخته است
آتشی سرخ میان جگرم خاموش است
بسکه خون جگرم در جگرم ریخته است
.
.
.
پ.ن
زندگی منشوریست در حرکت دوار. پس جدی نگیرید. ☺
برچسب:
نویسنده: مریم کریمیپور
غمی که پشت سرش بود، استتار کند
غم است، سعی نکن مخفی اش نگه داری
چو سعی کرد که از سینه ات فرار کند
پ.ن:
زندگی تلاطم دارد.
مرد مبارزه باش تا دست خالی از میدان به در نروی. ☺
برچسب:
نویسنده: مریم کریمیپور
خوبم وقتی آنچنان در کار دوست داشتنی ام غرق می شوم که جایی برای زباله های ذهنم باقی نمی ماند.
خوبم وقتی در کش و قوس و گیر و دار روزگار، در اتوبان خلوت، تخته گاز به پیش می روم در حالی که صدای اولین آلبوم شادمهر، خاطره ساز روزهای نوجوانی ام در ماشین می پیچد و من همچون کسی که پس از سالها گنج گمشده اش را یافته باشد، آلبوم را رد می کنم تا نجوای خاطره آمیز آن روزهای شادمهر، همچنان برایم بکر و با طراوت باقی بماند
...
.......
برچسب:
نویسنده: مریم کریمیپور